به نام خدا
پسرانم:
((ملامتها شنیده ام ، فقرها چشیده ام و هرگز کفه سبک حقوقمان را با کفه سنگین مسئولیت هایم نسنجیده ام هرچند از رنج ایام خسته ام اما هنوز به معلمی پشت نکرده ام))
مدت مدیدی است که میل به بروز کردن وبم نداشتم چرا که مانده بودم از میان گستردگی مطالب وانبوه دردها و رنجها در کدامین کوی گام نهم . واز آنچه که چون تار در اطرافمان تنیده شده به واکاوی بپردازم.
درنهایت تصمیم گرفتم از تجربیاتم برای روشنگری فرزندانم را مخاطب قرار داده و به بیان حقایق بپردازم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 13:0  توسط جوینده
|
یک سال گذشت ایامی با تمامی متعلقاتش چه آنها که برای تعدادی سخت و برای عده ای آسان .آنچه که ماندنی است خوبیها و بدیهایی است که در طول این مدت برهمنوعان تحمیل شده است .آخرین روزهای این سال می باشد. وهرکس به وسع خود دست به اعمالی می زند که شاید دردرون خود می سوزد و دم نمی زند که این عمل می تواند بلحاظ رعایت اهل بیتش باشد انسانها متفاوت از ةنچه که می نمایانند رفتار می نمایند متلون و چندگانگی آزار دهنده است .هر کسی در این ایام به تکانش دنیوی می پردازند و دست به تغییرات ظاهری برای دلخوشی و یا فریب خود می یازد.عده ای با خرید های نوی خود اظهار تازگی می کنند و عده ای در حسرت یک جفت جوراب که بتوانند ترک های پایش را بپوشاند.
اما چرا به به خود فکر نمی کنیم خودی که با شناخت و تصفیه آن روح پاک و زلال گنجانده درآن را آرامش و آزادی می دهیم.تا وجودمان بتواند سبکبال بر کره خاکی گام نهد و متواضعانه بر همنوعان خود رسیدن سال نورا آرزمند سلامتی و شادابیش باشد.چه ستودنی است همسان بودن و همرنگ و با هم بودن ویکرنگی و همدلی .
آیا لحظه ای بر خود خلوت کرده ایم ؟آیا در تاریکی نیمه های شب بر هم نوعان خود تفکری نموده ایم؟به چه دلیل از نسل خود بیگانه ایم ؟چرا از کنارشان بی تفاوت می گذریم؟ تا کی این فرصتهارا خواهیم داشت؟آیا به لحظاتی فکر می کنیم که دیگر دست یابیش سهل نیست؟چرا حسرت را همیشه همدممان ساخته ایم ؟....
با آرزوی سلامتی و شادابی همه کس در همه حال ودر همه جا. سال نیکو وپر برکتی را برهمگان از ایزد منان خواستارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 10:14  توسط جوینده
|
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
- دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی.
- و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی.
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
- اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
- اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهنرین خوابگاه جهان است.
- و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:34  توسط جوینده
|

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» . مي داند. (1)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 11:40  توسط جوینده
|
دانش آموزی همراه پروفسوری از دانشگاهی که در آن درس میخواند، قدم میزد. همین که کمی دور شدند یک جفت کفش کهنه میبینند که متعلق به کشاورز فقیری بود. پسر فکری به ذهنش میرسد و به پروفسور میگوید: بیا کفش های این مرد را برداریم و پشت آن بوته ها قایم شویم و ببینیم عکس العمل این مرد چیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 13:49  توسط جوینده
|
به نام خدا
بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کند شما امواج الکترو مغنا طیس را که ازتجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید هم کنار بگذارید دریافت می کنید وهمچینین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شود شما منبعی هیستد که مقدار زیادی امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کنید ، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید سر درد دارید و احساس ناراحتی می کنید .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 10:40  توسط جوینده
|
اذا مات العالم ثلم في الاسلام ثلمه لايسدها شيء.
برای پی بردن به راز سلوکی مردان خدا و دستیابی به سری که شاکله عرفانی آنان را به تصویر می کشد،آشنایی با زندگینامه پرفراز و نشیبی که داشته اند ونیز مشی ویژه ای که برای وصول به مقامات رفیع معنوی در پیش گرفته اند لازم و ضروری است اگرچه در سلوک الی الله با شیوه های متفاوتی روبه رو هستیم که ((الطرق الی الله بعدد انفاس الخلایق)).ولی در یک نگرش کلی می توان سالکان کوی حضرت دوست را به دو عمده وگروه مشخص کرد.
1- مجذوبان سالک
2- سالکان مجذوب که خود دو دسته اند:
1/2 سالکان مجذوبی که روش خانقاهی دارند.
2/2- سالکان مجذوبی که مشی سلوکی آنان کاملا بر مبانی اخلاق اسلامی استوار است.
مجذوبان سالک پیرومربی ظاهری ندارند ودراثر مددهای باطنی و عنایت های غیبی تربیت پیدا می کنندودارای نفوس پاک ورحمانی می شوند واین نحوه سلوک را سلوک اویسی می نامند وشاید راز وجه تسمیه آن در سلوک پر رمزوراز اویس قرنی نهفته باشد.
سالکان مجذوبی که دارای روش اخلاقی اند با تاسی به سیره اخلاقی و رفتاری حضرت معصومین (ع)زیر نظر معلمان بزرگ اخلاق تربیت می گردند وبه مقامات شامخ معنوی نیز نایل می شوند .علمای بزرگ شیعی معمولا از این شیوه ی سلوکی پیروی کرده اند.
بخشی از پیام تسلیت مقام معظم رهبری
اينجانب تسليت صميمانه خود را به پيشگاه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) تقديم ميدارم و به حضرات علماي اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفيضان از نفس گرم و به ويژه به خاندان مكرم و آقازاده ارجمند ايشان تسليت عرض ميكنم و براي خود و ديگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلي و براي روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت ميكنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:13  توسط جوینده
|

اینک لحظه وداع با علی (ع) ! چه دشوار است . اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر- شمعی از آتش و رنج ، در خانه علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد .
اما کسی نمی داند که چگونه؟ و هنوز نمی داند کجا؟
در خانهاش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.
و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.
آنچه معلوم است، رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه .
مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته اند. سکوت مرموز شب گوش به گفتوگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی پیغمبر، بی فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.
ساعت ها است.
شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بیوفا و بدبخت، سکوت کرده اند، قبرهای بیدار و خانه های خفته میشنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمیآید، از سر گور فاطمه به خانه خاموش پیغمبر میبرد :
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه حلقوم و سینه من جان دادی، “انا لله و انا الیه راجعون”.
ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدی است و اما شبم بیخواب، تا آنگاه که خدا خانهای را که تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.
هماکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاری در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.
این است که همه جا در تاریخ ملتهای مسلمان و تودههای محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حقخواهی و عدالتطلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک ” زن ” بود، آن چنان که اسلام میخواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههای سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایدهآل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که میخواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه پدرش، خانهی همسرش، در جامعهاش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ میداد.
ایام فاطمیه بر پویندگان طریق حقیقت تسلیت
وتعزیت باد
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:51  توسط جوینده
|
ایام به گونه ای برای همه سپری شد و آخرین روزهای سال به پایان می رسد .وبرانسان اندیشمند است که بر روزگاران گذشته خود نظری افکنده و خود محاسب اعمال خود باشد.
انشاالله که به لطف خداوند متعال سال نو بر همه مبارک باشد .و ایام بر کامتان .
از تمام دوستانی که تا حال نتونستم بهشون سر بزنم حلیت می طلبم .آخر سال است و کار زیاد.انشاالله در فرصتی دیگر خدمت خواهم رسید .
سال جدید را به همه ملت ایران تبریک گفته و آرزومند سلامتی و موفقیت هستم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:38  توسط جوینده
|

او (امام حسين عليه السلام) فرزند خانواده اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حيات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها كه پيروزى بر خصم را تنها در غلبه، بياموزد كه شهادت نه يك باختن، كه يك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خويش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پيروز مى شود.
ما وارث عزيزترين امانتهايي هستيم كه با جهادها و شهادتها و با ارزشهاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است ، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم.
و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد ميميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ ميشود انتخاب ميكنند، شهيدان حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني. و آنها كه تن به هر ذلتي ميدهند تا زنده بمانند، مردههاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمدهاند و مرگ خويش را انتخاب كردهاند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكردهاند و مردهاند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيدیان دادند؟ كدام؛ هنوز زندهاند؟ هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نميبيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش ميبيند، حس ميكند و مرگ كساني را كه به ذلتها تن دادهاند، تا زنده بمانند، ميبيند.
شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسين عليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط شخصی، كشته شده باشد. اين طور نيست، او در حالى كه مى توانسته است در خانه اش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسين عليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مى كرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است. "
"برخى درباره آثار شهادت حسينى ترديد كردند! و آن را قيامى خوانده اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پيروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق انديشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاريخ، اين همه گسترده و عميق و بارآور باشد؟... حسين با شهادت «يد بيضاء» كرد، از خون شهيدان «دم مسيحائى» ساخت كه كور را بينا مى كند و مرده را حيات مى بخشد... اما نه تنها در عصر خويش و در سرزمين خويش، كه «شهادت» جنگ نيست، رسالت است؛ سلاح نيست، پيام است؛ كلمه اى است كه با خون تلفظ مى شود. "
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان ميآموزد كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست ما ماندگان افتاده است.
اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
حسین (ع)وارث آدم - شریعتی
خواهر وبرادر رسالت خویش را دریابیم و عامل به عواملی باشیم که رمز نجات مان در آن نهفته است.
التماس دعا
+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 10:26  توسط جوینده
|