تفکرانتقادی چیست؟


 











تفکرانتقادی ؟

بعضی افراد ممکن است تصور کنند که تفکرانتقادی به ایراد گرفتن و اشکال تراشی از ایده های دیگران برمی گردد اما معنی این اصطلاح این نیست. به طور کلی، تفکر انتقادی ایجاد و پرورش یک فاصله احساسی و عقلانی بین خودتان و ایده ها و نظرات است چه این نظرات متعلق به خودتان باشد چه دیگران تا بتوانید حقیقت، اعتبار، و معقول بودن مسئله ای را بهتر ارزیابی کنید.

تفکر انتقادی تلاش برای ایجاد ارزشیابی هایی منطقی و قابل اطمینان است تا ببینیم که چه چیزی را می توانیم منطقی باور کنیم و چه چیز را نمی توانیم. در تفکر انتقادی از ابزارهای علم و استدلال استفاده می شود چون در آن ارزش شک گرایی به ساده لوحی یا تعصب، منطق بر ایمان، علم بر فرضیه و عقلانیت بر خواسته اندیشی نشان داده می شود.

ادامه نوشته

بی تو باز ... به یاد شهید مهدی اصغری اصل


شهید مهدی اصغری اصل از شهدای گرانقدر روستایمان (علینظر) هستند.که همسن وسالم بودند.

 در خاطراتم با شهید زمزمه ای داشتم بدین مضمون :


پرسیدی:

 بعد از شهدا چه کرده ایم ؟ 

جوابت دادم :

 شرمنده هیچ ،

 از حرمت آلاله گفتیم و نوشتیم  و گریستیم

 در حالی که

پای مان روی لاله ها بود .

باورها را سوزاندند و باورهای نو ساخته اند.فقط دلخوشیمان به سرورو آقایمان  سید علی  فرزند زهرا (ع) است.


مهدی خندید و گفت: وصیتمان همان است  .  پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد.

گفتم :

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم      

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

بی تواما..بی توامابه چه حالی من از آن کوچه گذشتم.

شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.

 در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد

 تا همواره تشنه باشد و بسوزد.

 داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

 شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون

 اما میان این دو چه نسبتی است؟                                           (شهیدآوینی)

آری مهدی جان شرمنده ام  من هر موقع که به خوی می روم به مزار آنجا سری می زنم   وبرسرمزارشما و شهید عوض عاشوری می نشینم و لختی درد دل می کنم وبعد...

شهدا ناظر اعمال و رفتار ما هستند .شادی روحشان صلوات

 


 

یک دختر بچه منو خورد کرد

   

     امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی شـیـش هفـت سـالـه خـوردم .اگه دل به درد دلم بدین قضیه دستگیرتون میشه…

         پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم  ( که پولم رو بالا کشیده بود ) شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! تا حالا زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…

        منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال با عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین!
 اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، آخه دخترتون گناه داره …

مرد کور

    

          

        روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه  د ر داخل کلاه بود..او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

            امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

         وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

سوال وجواب دکتر الهی قمشه ای قسمت پایانی

مدتی است که می خواهم اسلام را با دلیل و برهان بپذیرم .سوالی که برای من در این مسیر پیش آمده این است که خداوند چرا مجازاتی به نام سنگسار را در دین اسلام قرار داده است؟ آیا این عمل چهره ای وحشیانه از اسلام را به جا نمی گذارد؟

پاسخ:چه خوشتر كه همه جوانان از دختر و پسر و حتي همه ميانسالان و كهنسالان نيز بينديشند كه بايد دين را با دليل و برهان بپذيرند و عقل را بر زندگي و حتي بر دين حاكم كنند. قرآن خود مكرر آدميان را به پيروي عقل و برهان خوانده است زيرا عقل به گفته پيامبر ، پيامبر دروني ماست و در روز قيامت هر كس را با عقلش محاكمه مي كنند. حكم سنگسار در قرآن نيامده است.

 

در قرآن کلمه "ماء" به معنی آب فقط منظور آب آشامیدنی نیست. منظور از آب در مراتب بالاتر چیست؟
ضمنا در توصیف بهشت اشارات مختلفی در قرآن آمده است مثلا باغ هایی که از زیر آن یا زیر درختان آن نهرهایی جاریست، منظوراز اين توصيفات در مراتب بالا تر چيست؟

پاسخ:در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه قرآن داراي هفت مرتبه از معاني است كه معني ظاهر يكي از آنهاست . بنابراين آب و امتيازاتي كه در وصف بهشت در قرآن آمده ، همانطور كه اشاره كرديد معاني بالاتر و باز بلندتري دارد. از جمله آب و باران در تفسير اهل معرفت به علم و الهام و حيات معنوي و طراوت زندگي تعبير شده و از جمله مولانا در تفسير چهار جوي آب و شراب و شير و شهد گفته است:

جوي آب و جوي خمر و جوي شير                  نيست جز خلق لطيف و دلپذير (مثنوي)

آیا اخلاق از دین است یا ذاتی است؟

پاسخ:دانشمندان برجسته اسلامي اعم از سني و شيعه پيوسته بر اين نظر بوده اند كه حسن و قبح اعمال امري عقلاني است نه صرفاً شرعي و ديني. زيرا بنابر يكي از احاديث پيامبر اكرم "هر آنچه عقل حكم مي كند شرع نيز همان را فرمان مي دهد" و عكس آن نيز صادق است كه هر چه شرع حكم مي كند مورد تائيد عقل قرار دارد و شرع نيز بنا بر احاديث ديگري از پيامبر عقل منفصل است.

در یکی از سخنرانی هایتان گفتید که هر انسانی می تواند حافظه اش را افزایش دهد اگر ممکن است در این مورد مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:اگر با زبان انگليسي آشنايي داشته باشيد مي توانم مطالعه كتاب Super Power Memory را كه روي شبكه جهاني اينترنت وجود دارد و مي توان نسخه آنرا بدست آورد به شما پيشنهاد كنم و كتابهاي بسيار ديگر كه مي توانيد در شبكه اينترنت جستجو كنيد. اما اجمالا چند عامل در تقويت حافظه موثر شناخته شده است:

1- دقت : بدين معني كه ما هر چه مطالب را با دقت بيشتري مطالعه كنيم يا با دقت بيشتري گوش دهيم حافظه ما بيشتر جذب مي كند . مطالعات سرسري و بدون دقت گاهي اگر ده بار هم تكرار شود در خاطر نمي ماند.

2- عشق : و آن عبارت است از دوست داشتن آنچه مي خوانيد و مي شنويد و هر چه بيشتر به موضوع مورد مطالعه يا آنچه از ديگران مي شنويد عشق بورزيد و آنرا دوست داشته باشيد بيشتر و بهتر در ذهنتان مي ماند.

3- نظم: در كارهاي مطالعاتي از پراكندگي اجتناب كنيد.

4- تكرار پشت سر هم خوب نيست و نبايد متني را در يك جلسه 4 الي 5 بار خواند تا حفظ شد ، بلكه بهتر است يكبار امروز اما با دقت و يك بار فردا و يا زماني ديگر آنرا مطالعه كرد و اين دو بار بيشتر از ده بار پشت سر هم تاثير در حافظه دارد.

اگر ازازل سرنوشت هرکس رقم خورده وهمه چیز تحت امر واراده الهی است پس دعا وعجز وناله چرا و چگونه حکم ازلی را تغییر می دهد؟

پاسخ: خواه سرنوشت رقم خورده باشد يا نخورده باشد چون ما آدميان از آن سرنوشت يا مشيت با خبر نيستيم بهترين نصيحت اين است كه ما در جهت مقصود تلاش كنيم. دعا و عجز و ناله كنايه از همين تلاش ها و خواستن هاست. وقتي شوق به كمالي در شما هست و شما در راه رسيدن به آن كمال تلاش مي كنيد عموما به مقصود مي رسيد و به حقيقت شما خود با خواستن ها و كوشش ها يتان معمار سرنوشت خويش خواهيد بود.

 

حضرت محمد (ص) به دلیل زندگی ساده و شخصیت خوبی که داشت خداوند او را به پیغمبری برگزید و اگر هر انسانی بتواند به اندازه او خوب باشد می تواند به مقام ابراهیمیت ، عیسویت و .... برسد. اما شاید در زمان او انسانهای خوب و شایسته دیگری هم بوده اند . چه چیزی سبب شد تا خداوند حضرت محمد(ص) را برگزیند؟

پاسخ: بي گمان انسانهاي خوب در هر زمان هستند الا آنكه براي مقام پيامبري تنها "خوبي" كافي نيست و شرايط بسيار ديگري هست كه به قول حافظ:

چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد

شما هیچگاه از دین زرتشت و پیامبران غیر سامی سخن نمی گویید . آیا این کار دلیل بر ناحق بودن آنها است ، در حالیکه کلیه ادیان سامی کلاً به تفسیر همان سه پیام بزرگ زرتشت پرداخته و فراتر نرفته اند.

پاسخ: اینجانب مکرر از زرتشت سخنانی نقل کرده ام از جمله آنکه فرموده است : تنها در هنگام مرگ است که آدمی از مقدار ثروت خود آگاه می شود، ثروت آدمی در هنگام مرگ همان کارهای خوبی است که در طول زندگی انجام داده است . و نیز از کتاب گیتای هندوان و از سخنان بودا و کنفسیوس در کلام مسموع و مکتوب خود آورده ام . مولانا در مثنوی می گوید :

اطلب المعنی من القرآن قل                          لا نفرق بين آحاد الرسل

یعنی تو از قرآن معنی را طلب کن و بگو ما فرقی میان رسولان الهی نمی گذاریم. اینجانب نیز همین راه را پیوسته دنبال کرده ام . در عین حال بر این باورم که در میان کتب آسمانی موجود در جهان قرآن از ویژگیهای خاصی برخوردار است.